کد خبر: ۱۶۹۹۹
تاریخ انتشار: ۲۹ تير ۱۳۹۱ - ۱۲:۴۴
بشر تا قبل از عصر روشنگری به مقتضای فطرت و همسویی با بطن خلقت و ندای طبیعت، رعایت حفظ اصل زوجیت را برخود لازم و حتمی می‌دید امّا با ظهور عصر تكنیك و مدرنیته به یكباره مبانی نگرش انسان بر زندگی دچار تحول گردید به طوری كه كم‌كم جایگاه ارزشی خانواده و هویت مقدس و رنگین‌ آن رو به بی‌رنگی نهاد.

بررسی‌های جدید جامعه‌شناسان و اندیشمندان دنیای غرب نشان داده است كه اضمحلال نظام خانواده گرچه بصورت مقطعی احساس لذت و كامجویی را برای انسانها به ارمغان آورده امّا در درازمدت با ارضاء نیازهای مادی و غیرمنطقی افراد نوعی پوچی و لاقیدی را در جوامع بشری و در نظام خانواده ایجاد نموده است.

پرپینو در كتاب خود تحت عنوان «سقوط خانواده»، تغییرات رو به زوال خانواده را مهم‌ترین مشكل بشر امروزی دانسته و افزایش طلاق، خانواده‌های تك‌سرپرست و ناهنجاریهای اجتماعی را دستاورد مدرنیته می‌داند و ایجاد مكاتب فلسفی جدید را یكی از اهرمهای فشار برتوازن اجتماع می‌داند.

شیوع بیماریهایی چون ایدز و تمایل روزافزون جوانان به استعمال موادمخدر در نتیجه ایجاد روابط ناسالم و جستجوی عاطفه در خارج از محیط خانواده است.

عصر كنونی با بحران خانواده روبرو شده، روابط مبتنی برتعهد و عشق و صداقت از خانواده رخت بربسته، پرورش نسل سالم براساس ارتباط نسبی نفی یا نهی گردیده است، ازدواج توافقی و صوری جای پیوند حقیقی را گرفته و فرزندان تك‌والد معضلات عدیده‌ای را برای جامعه خود و والد آفریده‌اند. قداست خانواده و رسالت همسری محدودیت معرفی می‌شود و تعهد در برابر اعضای خانواده اسارت نامیده شده و حاكمیت اندیشه دینی برنظام خانواده منفور و ناكارآمد همراه با نقیصه و تبعیض معرفی گردیده است.

لذا امروزه موضوع نهاد خانواده در میان اندیشمندان چالش‌های سهمگینی پدید‌آورده است و در جوامع صنعتی خانواده به سوی فروریزی ساختارها و ارزش هایش پیش می‌رود و شكل‌های جدید خانواده بوجود می‌آید. و ضرورت طراحی و برنامه‌ریزی برمبنای دینی و معنویت الهی جهت حمایت از خانواده بیش از پیش احساس می‌گردد.

لزوم تبیین معنویت و دین در خانواده
امروزه بشر در سایه علم و تجربه به این حقیقت یقینی رسیده است كه پایه‌های شخصیت هر انسان را وراثت، تربیت و فرهنگ تشكیل می‌دهد و سعادت هر جامعه در گروه سلامت خانواده در آن جامعه است این مسأله به صورت یك اصل اساسی در مضامین آیات و نیز كلمات معصومان به وفور دیده می‌شود و در لسان انبیای عظام و اوصیای آنان كراراً یافت می‌گردد. این خود دلیل قدرت پاسخگویی و غنای اسلام تا روز قیامت است.

هویت خانواده در فرهنگ دینی هویتی است براساس عشق و ایمان و نیازهای انسان، كه در عین قانونمندی و حق باوری، لطف‌پروری و شایسته محوری را نیز دارا است و تمایلات فردی در آن جای خود را به انعطاف و تمكین در برابر قانون الهی می‌دهد.

دین و معنویت آدمی را در پندار، گفتار و رفتار متعادل می‌كند به طوری كه انسان تلاش می‌كند در جهت تأمین مصالح همگانی و تضمین خانواده‌ای سالم بكوشد تا جامعه‌ای پاك و سعادت‌بخش ایجاد نماید و هر فرد به حقوق طبیعی و مشروع خود به آسانی دست یابد


بسیاری از اندیشمندان و صاحب‌نظران معتقدند جهان امروز در بحران معنویت به سر می‌برد این بحران اخلاقی و معنوی سبب شده كه بشر معیارهایی برای خوبی و بدی نداشته باشد.

در این رهگذر از جمله نهادهایی كه در عصر بحران معنویت دگرگون گردیده خانواده و قداست آن می‌باشد. به طوری كه:

** روابطشان سست و متزلزل است و از صفا و صمیمیت و در همه آرامش و سكون واقعی خبری نیست.

**زن و شوهر ظاهراً در كنار یكدیگرند ولی وضع حیاتشان آنان را چون دو بیگانه در كتاب هم قرار داده است.

** آمار طلاق سرسام‌آور است و افزایش خانواده‌های تك سرپرست بیداد می‌كند.

**  فرزندان مهر و عطوفت لازم را از خانواده‌ها بدست نمی‌آورند و در نتیجه اغلب زودرنج و زودشكن و بی‌عاطفه‌اند.

** به علت عدم برخورداری نسل از تربیت صحیح، بزهكاری كودكان رو به افزایش و تزاید است.

** و به علت آزادی بی‌بندوبار در ارضای هوس‌های جنسی، مردان نیازی به ازدواج نمی‌بینند و با ارضای آزاد از پذیرش مسئولیت اداره خانواده سر باز می‌زنند.

** تولد فرزندان نامشروع رو به افزایش‌ است و وحدت ها و صمیمیت‌ها در حال تزلزل و سقوط است.

 

معنویت ضمن آنكه به حیات و زندگی معنا، روح و هدف می‌بخشد انسان را در مسیری از كمال قرار می‌دهد كه در هیچ موردی متوقف نمی‌شود این نوع نگرش ضمن ارائه هدف های متعالی و مقدس، افرادی فداكار می‌سازد، آدمی را نیز از سقوط در دره هولناك پوچ‌گرایی و هیچ‌ستایی نجات می‌دهد. به عبارتی معنویت داروی درمان بسیاری از نابسامانی ها و بیماری های روحی بشر امروز است كه مواد مخدر، الكل، پول و علم و تكنولوژی از عهده درمان آن بر نمی‌آیند.


زندگی كه منطبق با معنویت است، مسیر زندگی و هدف آن مشخص بوده و در این مسیر، بن‌بست و آخر خطی وجود ندارد این امر یك حركت خود آگاه و اختیاری را در رودخانة پرتلاطم زندگی مادی بوجود می‌آورد به‌گونه‌ای كه هدایت الهی را شامل حال انسان امروزی می‌كند.

 

«یا ایها الناس قد جاء تكم موعظة من ربكم و شفاء لما فی الصدور و هدی و رحمة للمۆمنین» (نور/4)

ای مردم! پند و ارزی از جانب خداوند به شما داده شده است كه مایه بهبودی و آرامش خاطرتان می‌باشد و رحمت و هدایتی برای مۆمنان است.

دین و معنویت آدمی را در پندار، گفتار و رفتار متعادل می‌كند به طوری كه انسان تلاش می‌كند در جهت تأمین مصالح همگانی و تضمین خانواده‌ای سالم بكوشد تا جامعه‌ای پاك و سعادت‌بخش ایجاد نماید و هر فرد به حقوق طبیعی و مشروع خود به آسانی دست یابد.

  منابع :

- تاثیر متقابل معنویت و خانواده"، نوشته :دكتر سید محمد امیری ، مجتبی مصطفایی.

- ضرورت معنویت در خانواده. نوشته : آمنه بختیاری.

نام:
ایمیل:
در صورت انتشار نظر به شما ایمیل زده میشود
* نظر: